شامی راوی رنج های روزگار ما / جلیل آهنگرنژاد

1000.jpg

 

یکی از ویژگی های فرهنگی ما مشرق نشینان، نگاه ویژه‌ی تابویی به چهره‌های فرهنگی است چهره‌ای که برای مخاطب پذیرفتنی است این پذیرش تا حد یک تابوی خاص فرهنگی بالا می‌رود و دیگر از منظر‌های مختلف نقد و بررسی نیست این مسئله را در نه توی جامعه و در لایه‌‌های فرهنگی به راحتی می توانیم جستجو کنیم اما نسل امروز باید این را بپذیرند که دوران تابو سازی سر آمده و یا بقولی آنقدر رقیق شده که می‌توان به تجزیه و تحلیل نقد و بررسی آنها پرداخت.

شاهمراد مشتاق وطن دوست یا همان شامی کرماشانی انسان بود مثل همه انسانهای دورو بر ما.اما با دو ویژگی: ۱ـ روشندلی ۲ـ قدرت آفرینشگری شاعرانه.

روشندلی را اگر به حساب سرنوشت یا جبر طبیعت بگذاریم می‌توانیم به ویژگی دوم این هم ولایتی بپردازیم اما از زاویه‌ای که هم مقول باشد و هم پذیرفتنی که دیگر مجالی برای تقدس و نقد ناشدنی و تابویی وی فراهم نکنیم،و در پی‌ریزی روایتی تابویی از وی نباشیم.

البته لازم است این نکته را نیز ذکر کنیم که در طول تاریخ ادبیات فارسی و کردی آثار فراوانی بر جای مانده است که در حیطه‌ی نظم قابل بررسی است و اجازه ورود به ساحت شعر را پیدا نکرده اند.اما این نظم ها در پی امری بودند و گاه نیز موفق از آب درآمده ‌اند با این مقدمه موجز می‌توان به آثار شامی در دو حیطه نگاهی اجمالی انداخت:

۱ـ نظم

۲ـ شعر

چرایی و چگونگی خاستگاه نظم را می‌توانیم اشاره وار اینگونه بنویسیم که اصولا نظم با همان ریتم و موسیقی خاصی که دارد از کلام و زبان فاصله می‌گیرد و قدری دلنشین تر می‌گردد در طول تاریخ ادبی،از نظم برای داستانها،پندها و گاه اخلاقیات بهره گرفتند.

در دیار ما نیز به سهو هر کلامی که از وزن هجایی برخوردار بوده آن را شعر خوانده اند و حتی امروزه نیز بسیارند که این گونه عقیده دارند و از همین رو است که بسیاری خود را شاعر می‌نامند بدون آنکه از اداراک شاعرانه برخوردار باشند.

اما حکایت شامی حکایت دیگری است.شامی هم شاعر با ادراکی است هم نظم پردازی است موفق و درکنار اینها طنز پردازی شیرین کار .آنچه که شامی را به درون توده مردم کشانده دو عامل مهم است: اول طنزی ملیح وگاه تلخ و دوم بیان دردهای عامه مردم .

شامی خود از جنس همین مردم است و طبیعی است که دردهایش با همین مردم مشترک است.دردهای اجتماعی را لمس کرده و سعی نموده که به بهترین وجه این رنجها را در آثارش انعکاس دهد چرا که به قول بزرگی: »شاعر شاخک حساس اجتماع است«و شامی این سخن را نشنیده درک کرده است.

البته در این راه شامی تنها نبوده و کسان دیگری نیز در این وادی طبع آزمایی کرده‌اند.کریم کوهساری یا همان تمکین کرماشانی که تنها چهار سال با شاعر »چه‌په‌گل« اختلاف سنی دارد ،نمونه‌های موفقی از این گونه نظم‌های طنز آمیز اجتماعی سروده و اتفاقاً موضوعات انتخابی بیشتر در مایه‌های اجتماعی است .

زمانی که شامی از »ریون نه‌واتی« می‌گوید، تمکین از »قه‌نه‌کرماشان« به ستوه آمده است.طبیعی است که این گونه زبان برای پردازش نظم‌های شیرین ، خاستگاه ویژه‌ی اجتماعی داشته است و تنها شامی یک تاز عرصه نبوده است .

با نگاه اجمالی در آثار شامی می‌توان پی برد که این شاعر کردی در همان حد عامه مردم با اتفاقات اطراف و اکناف آشنایی داشته و استمداد شاعرانه‌اش از دکتر مصدق و ... گواه این مسئله است.جدای از نظم‌های دلنشین طنز آمیز آثار شامی از جنبه‌های دیگر نیز قابل بررسی ‌اند که هر کدام می‌توانند در جایگاه و موقعیت جدا بررسی گردند .

یکی از جنبه‌های خلق گونه‌ای از ادب مذهبی به نام نوحه سرایی است که در سوگ امام حسین و یارانش سروده شده است.شاید شامی جزو اولین شاعران کردی سرای کرماشانی است که گام دراین وادی نهاده است و یکی از سروده‌هایش جزو بهترین‌ها در این وادی است.

حوسه‌ین گیان کار زه ینه ب ‌زاره بی تو

ئه‌سیر دژ‌من غه‌دار بی تو..

شامی در کنار این سروده‌ها گاه به گاه در وادی شعر گام جدی نیز نهاده و غزلیات شیوایی سروده است که هم اکنون زبانزدند .مثل: په‌ریشان مو! په‌ریشان ولم که

دو چار ده‌رد پنهانم ولم که

که در کنار زیبایی خاصی که دارد می توان به این نکته اشاره کرد که ذهنیت شاعر در خلق این گونه‌ی ادبی ذهنیتی فارسی است و حتی بیشتر واژه‌ها نیز که در این کار به خدمت گرفته فارسی می‌باشد.که خود می‌تواند برای صاحبان نظر در وادی شعر کردی قابل تامل باشد.

به عنوان نمونه همین بیت را اگر به فارسی برگردانیم تنها با تغییری جزئی به فارسی برگردانده می‌شود.

په‌ریشان مو! په‌ریشان ولم که

دوچار ده‌رد پنهانم ولم که

البته هیچ گونه این نکات از شان شاعرانه‌ی شاهمراد مشتاق وطن دوست نمی‌کاهد .شامی شاعری است مردمی و آنچنان در دل مردم جا کرده است که می‌توان این گونه گفت: شامی تا همیشه با مردم کرد کرماشان زنده و جاوید می‌ماند.

 

جلیل آهنگرنژاد

 

 

نظرات [۱]
پنجشنبه، ۱۷ مرداد ۱۳۹۲ :: ۱۹:۰۳
با عرض سلام و تبریک عید سعید فطر ... این شعر رو به شما بزرگوار تقدیم می کنم: به پایان آمد آن ماه مبارک رسید از ره کنون عید تبارک در آن مهمانی هر روز و هر شب گرت از ناله هایت کرده ای تب بدان باشد همه محو گناهان کنون گرمای آن تب در دل و جان وز آن خوانی که تو از آن بخوردی خودت را عرش فردوست ببردی کنون که آمده فطر دل انگیز بخواه از صاحب سفره ز هر چیز بگو الله من دل را شفا ده گرت آن را ببخشیدی صفا ده تو که هستی همان الهام الله بدان ربت دلت آورده در راه همان راهی که پایانش بهشت است چو گویی مرگ ابلیسان زشت است دلشادباشید و ایام به کام...[گل]
اطلاعات شما ذخيره شود ؟