دیدار با شامی کرماشانی در گوشه ای متروک از باغ فردوس
دیدار با شامی کرماشانی در گوشه ای متروک از  باغ فردوس
جلیل آهنگرنژاد
نیک می دانیم که بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . هنرمند باید در صدر باشد و قدر بیند. در کرمانشاه هنرمندان بسیاری بالیده اند و نامشان در اوراق زرین تاریخ این سامان به یادگار مانده است. یکی از این چهره های نام آور ‹ شاهمراد مشتاق وطن دوست ‌› یا همان شامی کرماشانی ...


به قلم:جلیل آهنگرنژاد
 
نیک می دانیم که بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . هنرمند باید در صدر باشد و قدر  بیند. در کرمانشاه هنرمندان بسیاری بالیده اند و نامشان در اوراق زرین تاریخ این سامان به یادگار مانده است. یکی از این چهره های نام آور  ‹ شاهمراد مشتاق وطن دوست ‌› یا همان شامی کرماشانی است .

با دوستان قراری گذاشته می شود که ساعت ۵ عصر به دیدار شامی کرماشانی برویم. دیداری از جنس دیگر. دیداری که به پنجشنبه و باغ فردوس ختم می شود. دیداری که ما را به گوشه ای تقریباً متروک و خلوت در باغ فردوس شهر کرمانشاه می کشاند.

قبل از ما یکی از دوستان به آنجا رسیده است و سنگ قبر ‹ شامی › را شسته است. با اختلاف چند دقیقه ای همه ی دوستان آنجا جمع می شوند تا در جمعی صمیمی به یاد یکی از بزرگان شهر کرمانشاه فاتحه ای قرائت شود و گپ و گفتی شکل بگیرد: امراله عظیمی ؛رضا موزونی ؛علی سهامی و علیرضا یعقوبی گرم گفتگو هستند  و سنگ قبری  فرسوده ما را در اطراف خود نشانده است ، سنگی قبری که نشان از کمی لطفی ما آدمهای این حوالی دارد. به یاد بیتی از خود «شامی» می افتم:

مردم باینه دیار ای بدبختیه

له من بدبخت تر وی شاره نیه

البته شاعر قصه ی ما بدبخت با تعاریف عامیانه نبوده و نیست  اما باید بر چنین غفلتی تأسف خورد!... در همین لحظات که دوستانم در حال گفتگویی صمیمی  هستند ،به ذهنم می سپارم : شامی یا همان شاهمراد مشتاق وطن دوست که سالهاست آثارش زینت بخش محافل فرهنگی ما کرمانشاهیان است ، به حال و روزی افتاده که کمتر کسی می تواند ردی از آرامگاهش بگیرد. او آرام گرفته است و کاری به رنگ و جنگ دنیای ما ندارد. اما این نکته برای آنان که درک می کنند،(برای مردم ما) دردناک است که چرا این سرمایه ی فرهنگی و معنوی ما کرماشاهیان این قدر در غبار بی توجهی فراموش شده است.
علی سهامی چند بیت از دیوان شامی می خواند و بحث ها از همین جا آغاز می شود . علیرضا یعقوبی شاعر کُردی سرا  می گوید:« اگر چه شامی به ظاهر تنگ دست و نابینا بود امابا بینشی قابل توجه و ذهن و دلی لبریز از دانایی گام به وادی عشق و معرفت نهاده بود . او به خوبی مردم و جامعه اش را شناخته بود و در قالب شعر با زبانی ساده مفاهیم اجتماعی جامعه ی پیرامون را با دقت ترسیم می کرد.گویی دردهای شخصی اش با درد اجتماعش پیوندی ماندگار خورده بود.زخم ها و دردهایی که به قول خودش پریشانش کرده بود و فریاد رهاییش را رسا تر می کرد: « په ریشان موو په ریشانم ولم که / دوچار ده رد پنهانم ولم که !»

didar ba shami.jpg

بحثها گُر می گیرد رضا موزونی نیز لایه هایی از نگاه اجتماعی شامی را بازخوانی می کند .امرالله عظیمی به نکات جزئی تری اشاره دارد . از جمله اینکه با یکی دو بیت از شامی اثبات می کند که اولین اجاره نشین های گروهی که موجوار به کرمانشاه آمده اند ، تویسرکانی ها بودند .عظیمی اضافه می کند :‹شامی شاعری بود که دردهای اجتماعی مردم را با لایه هایی از طنز به گوش هوش مشتاقان می رساند .رایحه ی هنر شامی تا همیشه مشام مردمان این دیار را خواهد نواخت›  
باز هم شعرهای شامی زمزمه می شوند و بحث ها همچنان پرشور پی گرفته می شوند. اما ذهنم همچنان به دنبال دریچه ای روشن برای توجهی جدی به این شخصیت والای ادبی می گردد. آذر ماه سالگشت مرگ اوست . می توان از همین حالا به دنبال قدردانی و قدر شناسی بود .

می توان به متولیان فرهنگی یادآوری کرد که : هم آرامگاهش شمایلی پسندیده بگیرد و هم در سالمرگش نکوداشتی در شأن و شایسته برپا شود . همان جملات اول این نوشتار را جهت تأکید تکرار می کنم  : نیک می دانیم که بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . هنرمند باید در صدر باشد و قدر  بیند. آیا آرامگاه هنرمند محبوب و مردمی دیارمان که بارگاه هنرش در میان مشتاقان بس بلند است، سرو سامانی می گیرد؟ آیا  خواسته های بحق دوستداران فرهنگ به تحقق می پیوندد؟ نوشتیم و گفتیم با ایمان به این نکته که :دوصد گفته چون نیم کردار نیست




نظرات [۱۳]
جمعه، ۰۴ مرداد ۱۳۹۲ :: ۱۲:۳۸
سلام درودبرشامی عزیزمان سلام برتمام بلوطی ها دوستان عزیز تاجایی که واضح است دیدگاه وکلام شعاربزرگمان شادروان شامی کرمانشاهی پر ازصداقت وواقعیت است در واقع نگرش این عزیز در زمان خودخیلی فراتربوده که همچنین تا به امروزهیچگاه قدیمی نشده اگرچه امروزه زندگی دوچار دگرگونی ماشینی شده اما هنوزدر زمان شامی بسر میبریم وفقط رنگ روی شهرمان تغییرکرده اما ادم هاش هنوزهمان ادما هایی هستندکه مردانگی گذشت صداقت وساده وسخت زیستن را پیشه میکنندهرجا که نام از مناطق کوردزبان به میان می ایدطرف مقابل راضی وذوق و شوقی بی نظیرخاطرات اش را بیان می نماید از دیگاه من شامی هنوززنده است چراکه هیچگاه به دیار فراموشی سپرده نخواهد شدودر دل جان تک تک هر کورد زبان دنیا جایگاه ویژه دارد همچنان هرگاه اشعارشعاربزرگ شامی کرمانشاهی نطق وبیان میگردد میتوان لبخند شوق شادی وهچنین امید به زندگی را احساس کردبطوری که باشنیدن وباز خوانی اشعارمیتوان حضور شامی را درجمع دیدوبا همان لحن بیان شیرین خودشامی کرمانشاهی شنید ارزو دارم روزی برسد که از ساده زیستن نحراسیم مثل اب جاری باشیم وزندگی بخش ایام برکام روزگارتان شادکام
دوشنبه، ۰۲ بهمن ۱۳۹۱ :: ۰۹:۱۷
سلام سلام ای شامی کرمانشای ای بزرگ مرد تاریخ شعر کورد دنیا یه وقت فکرنکنی فراموش شده ای نه تو همیشه دردل و خون جای داری. شامی ای مرد بزرگ ما همه مثل خودت کرایه نشینم از این دنیا هم هیچ خیری ندیدیم برنامت بوسه مزنم و یادت را زنده نگه داشته ام روحت شاد
پنجشنبه، ۰۲ آذر ۱۳۹۱ :: ۲۳:۵۴
سلام وتشکربابت زحمتهای تان برای ترویج هنروادب کردی.بنده چندین بارنظراتی راداده ومنتظرنمایش بودم اماخبری نشد.اخرین بارنظراتی بودکه درباره شبکه استانی زاگرس دادم وانتظارنمایش نظرم بودم ولی خبری نشد.اگرنظری دادم تزسردلسوزی است وامیدنمایش دارم. تشکر
دوشنبه، ۱۲ تیر ۱۳۹۱ :: ۰۹:۳۷
آیا در این دنیا کسی هست بفهمد که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟ چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب دکتر شریعتی
یکشنبه، ۱۱ تیر ۱۳۹۱ :: ۱۱:۳۳
سلام آقای آهنگر نژاد چقدر زیبا نوشتید و واقعا خواندنی بود و لذت بردم. صادقانه میگم تلاشتان برای معرفی و اشاعه هنر بسیار ستودنی است زحمات شایسته شما را در این عرصه ارج می نهیم دیروز مشتاقان و هنر دوستان زیادی برای تماشای اجرای کنسرت استاد لطفی در تالار انتظار گرد هم آمده بودند اجرای زیبایی بود و شبی پر خاطره یه گزارش هم برای کنسرت دیشب نوشتم و امروز در وبلاگ درج کردم خوشحال میشم بخوانید.
چهارشنبه، ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ :: ۰۸:۵۷
ایراد کار شما در اینجاست که جواب انتقادها را نمی دهید.
یکشنبه، ۲۸ خرداد ۱۳۹۱ :: ۱۶:۱۶
دستتان درد نکند . ما هم دوست دایم در هر فعالیتی برای شامی شرکت کنیم
جمعه، ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ :: ۱۱:۲۸
من از تمامی اهل ادبیات دعوت میکنم که به همین صفحه بیایند و با نوشتن اسم واقعی خود از برگذاری یک مراسم پرشکوه در چند ماه آینده برای شامی کرماشانی حمایت کنند. و قطعا اگر چند نفر از عزیزان آغازگر باشند من هم به نوبه خود اسم واقعی ام را مینویسم. لطفا به دوستان و اهالی ادبیات اطلاع رسانی کنید. با سپاس
پنجشنبه، ۲۵ خرداد ۱۳۹۱ :: ۱۷:۵۸
آقایان محترم همچنانکه بر سر مزار زنده یاد شامی کرماشانی رفته اید لطف کنید سری هم به انباری بهداری نقلیه زده ویادی از سردار ملی یار محمد خان کرمانشاهی نمایید.لطفا جناب اردشیر کشاورز را هم با خود همراه نمایید!!
دوشنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۹۱ :: ۲۰:۲۲
با سلام . بی آنکه قصد هیچ تعارف و تمجید بی موردی داشته باشم به عنوان یک کرمانشاهی اهل و دوستدار ادب کردی و کرمانشاهی، که بسی سال دور از شهر و دیار خود، روزگار می گذراند، ستودن و ارج نهادن به همت والایتان را وظیفه ی خود می دانم چراکه فراوان وبلاگ و سایت را کاویده و بی اغراق و قصد ستودن نابخردانه، تنها توانسته ام نشانه های تخصص و آشنای راه بودن را در لابلای مطالب اهل قلمتان بیابم و تمایلات روحی و کنجکاویهای خواستن و دانستن را در وجود خود آرامش بخشم هر چند که در اندیشه ی این حقیر ادبیات کرمانشاهی ودر کلّ ادب غرب کشور به صورت بالقوه از توانایی ها و زیرساختهای بسیار ژرف و مستعدی برخوردار است که قابلیت برپایی همایشها و مراسم مختلفی را جهت معرفی این توان و قوّت به همگان داراست و عزم و همّت ادبا و فرهیختگان را می طلبد که بر سختی های کار فائق آیند و زمینه ی کار را فراهم نمایند. این حقیر زمانی که می بیند و می شنود که استانهایی اقدام به برپایی همایش ملی و حتی بین المللی کرده اند و از مشاهیرشان تجلیل می کنند که (بدون بی احترامی به هیچ فردی) در مقابل جایگاه ادبی و قابلیتها و ظرفیتهای کرمانشاه و غرب عزیز شامل ایلام و لرستان و ... در جایگاهی فرودین قرار دارند و آن زمان است که دل می سوزد و جان در حسرت می گدازد که چرا ادبا و شعرای ما اینقدر مورد کم لطفی قرار گرفته اند. بیایید دست به دست هم دهیم و در سایه ی یاری یکدگر برگزاری همایشهای مختلفی را پی بریزیم و بدانیم که اگر با هم باشیم، مشکلات نیز زود تسلیم همّت ما خواهند شد. برکام وپیروز باشید
یکشنبه، ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ :: ۰۹:۰۱
ای کاش از طریق همین بلوط تان اعلام کنین که مثلن فردا قراره سر قبر شامی یا جای دیگه برین تا دوسداران هم بیان
یکشنبه، ۲۱ خرداد ۱۳۹۱ :: ۰۸:۵۷
منتظر عملی شدن پیشنهادتان هستیم. اما این سالها کسی برای شامی تره ای خرد نمی کند
شنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۹۱ :: ۰۱:۰۹
ای کاش کسی دستها را بالا بزند و برای بهسازی قبرش کاری انجام دهد
اطلاعات شما ذخيره شود ؟